تبليغاتX
(¤¯`کلبه ی کوچک دل`¯¤)

(¤¯`کلبه ی کوچک دل`¯¤)

عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوي

ای که دوری ات آزمون تلخ زنده بگوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی نو زین که گویی قرارش نیست
و فاصله تجربه ای بیهوده است
بوی پیراهنت اینجا و اکنون
کوها در فاصله سردند
دست در کوچه
و بستر حضور مانوس دست تو را می جوید
و به را اندیشیدن
بی نجوای انگشتانت
یاس را رج میزند
و جهان از هر سلامی خالی ست
...

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 4:14 توسط Niyayesh |


به چه می خندی !؟
به چه چیز!؟

به شكست دل من
یا به پیروزی خویش !؟

به چه می خندی...!؟
به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد!؟

یا به افسونگریه چشمانت
كه مرا سوخت و خاكستر كرد...!؟

به چه می خندی !؟
به دل ساده ی من می خندی

كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست !؟
یا به جفایت كه مرا زیر غرورت له كرد !؟

به چه می خندی !؟
به هم آغوشی من با غم ها

یا به ........
خنده داراست.....بخند !!

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 13:3 توسط Niyayesh |

JavaScript Codes

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ



دریافت كد ساعت